درسادرسا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

گل گل مامان

دختر نازه مامان

سلام گل گل من، عشق مامان چند شب پيش رفته بوديم پاساژ زمرد تا براي عموجون و دايي جون، كادوي تولد بخريم. اتفاقاً اونجا شما از خرگوش موتوري خوشتون اومد و خب مطمئناً سوار شدين!!!! ولي جداً خيلي خوب بود چون اصلاً نمي ذاشتي كسي فرمون موتورت رو بگيره و البته كم هم به در و ديوار نخوردي ولي عكسش رو برات مي ذارم. بابايي هم ديشب از كشتي زنگ زد و گفت كه تونسته وبلاگت رو ببينه براي همين تصميم گرفتم چندتا از عكسهاي جديدت رو بذارم ژست گرفتنت جديداً خيلي جالب شده چون خودت مي خواي كه ازت عكس بگيرم. چندتا عكس هم از كمد عروسكهات مي ذارم كه بعدها داشته باشي گل مامان ...
19 دی 1390

شعرهاي قشنگ مهدكودك درسا جون

  گل گل قشنگم  جديداً شعرهاي خيلي خيلي خوشگل مي خونه چند روز پيش  كه با الهه جون ( مربي مهدكودكت ) صحبت مي كردم و ازش خواستم شعرهاي مهد رو برام بنويسه تا تو خونه با شما كار كنم ، گفت ما هرچي درسا جون مي خونه به بچه ها ياد ميديم!!!!!!  دو تا از شعرهاي قشنگت رو برات مي نويسم:                                   پرتقال سلام سلام پرتقال              خوش اومدي از شمال خوب شد شمارو ديديم...
17 دی 1390

درسای من برنده شد

گل گل مامان بهت تبریک می گم   با تلاشها و تبلیغات من و خاله ام البنین شما و معین جون هم برنده شدین. مهم نیست نفر چندم , مهم اینه که ما تلاش کردیم تا به عنوان بیست نفر اول بین ١٠٠ نفر انتخاب شین. به هر دو تون تبریک می گم و امیدوارم تو تمام مراحل زندگیتون همیشه موفق باشید . ردیف  آراء  کد   1 284 150   2 254 170   3 236 188   4 230 120   5 216 112   6 190 143 ...
10 دی 1390

یه شعر کودکانه

دخترگلم امروز واست یه شعر قشنگ البته از نوع مهد کودکیش از زبون خودت گفتم امیدوارم خوشت بیاد فرشته من :  مداد رنگي   يه جا مدادي دارم             توش يه عالم مداده دايي جونم اونا رو              به من هديه داده    يه دفتر نقاشي                  مامان برام خريده  با مدادهاي رنگي                يه گل برام كش...
5 دی 1390

به ماهم راى بدین!!!!

دوست‌‌ جونا سلام .مامان من يادش رفته برام تبليغات كنه  براي همين مجبور شدم خودم بيام!!!! كد من : شروع روز رای گیری : ارسال پیامک به شماره 09354000537 1)     هر شماره موبایل تنها یکبار مجاز به ارسال پیامک می باشد. 2)     هر رای دهنده حتما باید به سه نفر متفاوت رای دهد. 3)     اگر تعداد کدهای موجود در یک پیامک بیشتر و یا کمتر از 3 باشد و یا در بین سه کد، کدی تکراری وجود داشته باشد پیامک ارسالی باطل خواهد شد. 5)     نحوه نوشتن پیامک به این صورت است که کد اول را نوشته سپس یک فاصله وار...
4 دی 1390

شب یلدا 1390

امسال شب يلدا همه خونه ما بودن . البته به اصرار من و بابايي . از شب قبلش عزيزجون و بابابزرگ اومدن خونه ما تا كمكمون كنن .   همه کارها و آشپزیها رو عزیز جون انجام داد ولی چون بابا بزرگ هم دوست داشت کار کنه  آخرش باهم دعواشون می شد !!!!!!!! بگذریم از این همه تموم کارها رو با بابایی و عزیز جون و البته بابابزرگ انجام دادیم. خلاصه شب مهمونها اومدن و کلی خوش گذشت. باباجونینا هم همراه با خاله جون و عمو جون دعوت بودن. اینم چندتا عکس از شب یلدامون ...
3 دی 1390

سفر به رباط 13 و 14 آذر ماه

گل گل مامان امسال هم مثل سال گذشته برای تاسوعا و عاشورا رفتیم رباط البته شما یه یک ماهی بود که دائم می گفتی بریم خونه آتا عمو!!! چون هوا خیلی سرد بود نتونستیم با گاو و گوسفندا بازی کنیم ولی سگشون جیمی !!! یه چند باری دنبالمون کرد ( که اونم خودشون می گفتن داره شوخی می کنه !!!!!!!!!) چند تا عکس از مسافرت : ...
21 آذر 1390

جمعه 11 آذر خونه عزیز جون

دختر گلم عزیز جون خیلی وقت بود که می گفت یه روز که بابایی امتحاناتش تموم شد همه باهم جمع شیم خونه شون واسه دلمه خوردن!!!!!!!!!!!  ( عمه جون دلت نخواد ولی جای شما و عمو احسان و ترنم جون حسابی خالی بود ) خلاصه جمعه بعد از اومدن بابایی از تهران همه با هم رفتیم خونه عزیز جون . خیلی خوب بود . جالب تر از همه اینکه شما و هادی کلی باهم دعوا می کردین !!! البته دعوا خوب نیست ولی اینکه حالا بزرگ شدی و معنی بحث و می فهمی برای همه مون جالب بود . آخرش هم کلی شعرهای قشنگ خوندی که بابایی ازت فیلم گرفت. راستی یه کار قشنگ جدیدت اینه که سوره توحید رو می خونی فدات بشم که خیلی ناز می خونی. البته آخرش می گی :" پوفوواً‌&nb...
13 آذر 1390

شیرین و شیطون

    ٥ شنبه , جمعه رفتیم خونه عزیز جون و امان از دست تو فرشته مامان !!!  شب مهمونی بود و شما همه رو گذاشته بودی سرکار با شعر خوندن و رقصیدنت!!! حالا ترانه های فارسی کمت بود ترانه بری باخ منصور رو هم می خونی !!!! یه عکس هم از یکی دیگه از هنرات میذارم که جای گلدون تو میز تلویزیون عزیز جون نشستی !!!     موقع برگشت از خونه عزیزجون برف شدیدی باریده بود و هوا کم کم داره سرد می شه .   تا ماشین گرم بشه اینطوری شده بودیم!!!   امیدوارم امسال به یه تجربه خوب برف بازی هم برسی ...
5 آذر 1390

كلمات از زبون درسا جونم

ببین بعضی کلمات رو چطوری می گفتی مامانم اوایل که منو " آدا " صدا می زدی دلیلش رو نمی دونم  این کلمات مربوط به اوایل حرف زدنته الان بهتر می گی آدی : خاله جون          دادی : دایجون       ماماجی : مامان جون        باباجی : باباجون        تیا : کیا حالا که نزدیک ٢ سالته تقریباً کلمات بالا رو درست می گی ولی هنوز بعضی کلماتت جالبه : فرنگدون : گوجه فرنگی        سَِ سَ  : صندلی      فندوانه : هندوانه   &nb...
22 آبان 1390