درسادرسا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

گل گل مامان

درسا و مهد کودک

گل گل مامان چند روزیه که خودت با خوشحالی لباس می پوشی و میری مهدکودک ( به قول خودت میری مهدکودک شاهکار ) فکر کنم بازی با بچه ها برات خیلی جالب بوده   ٥ شنبه که با هم رفتیم خیلی راحت از من جدا شدی و بیشتر از اینکه از دوری من ناراحت شی از دوری الهه جون (پرستار نی نی هاست ) ناراحت بودی!!!!!!!!!!  دخمل قشنگم چند روز پیش یه شعر خوشگل خوندی که من نشنیده بودم و فهمیدم که از مهدکودک یادگرفتی : خرگوش من چه نازه گوشاش خیلی درازه   میخوره برگ کاهو       می پره مثل آهو بس که گوشاش درازه   هی به خودش می نازه       ...
22 آبان 1390

زیارت حرم امام رضا (ع)

پنج شنبه شب به همراه مامان جون و بابا جون و کیا داییجون رفتیم حرم امام رضا(ع) قربونت بشم گل مامان که اینقدر حرم رو دوست داری. شبها وقتی با بابایی از زیر حرم رد می شیم و سلام می دیم گریه می کنی که بریم حرم . می گی می خوام نماز بخونم , قرآن بخونم !!!!!!!!!!! البته منم همیشه می گم : مامان جان چادر نداریم نمی تونیم بریم!!! تا اینکه ٥شنبه امام رضا طلبیدمون و باهم رفتیم . نمی دونی چقدر واسه رفتن ذوق داشتی و زودتر از من حاضر شده بودی . جالب ترش اینه که وقتی رسیدیم به زیرگذر حرم به مامان جون گفتی : رد نشیم ها !!! برات چادر هم برداشته بودم و شما سرت کردی خیلی ناز شدی . تو حرم هم کلی خوشحال بودی باباجون می گفت جلو ضریح که نماز می خوندی تموم ...
14 آبان 1390

درسای مامان

عشق مامان جدیداً که میری مهد حرفهای خوشگل خوشگل می زنی . به مربیت می گی :" خانوم مربی !!" البته بعضی وقتها هم اسمش رو می گی :" فزاله جون !!!!!!!!!" ( همون غزاله جونه که با اسم مامان جون که فرزانه است قاطی شده!!!) دیروز می گفتی با فزاله جون اینطوری بای بای کردم . اسم دوستهای کوچولوت رو هم به زور از زیر زبونت کشیدم بیرون !!! دوستهای درسا جونم : یوسف , حسین , آرمین , علیرضا , سارا , کیانا و ساجده راستی به خانوم رئوفی هم می گی خانوم رفیعی جون !!!! نمی دونم تو مهد چکار می کنی ولی از روز اول که رفتی وقتی بهت سلام می دادم می گفتی : " سلام سلام به بچه های خونه .... " ...
3 آبان 1390

مراسم جشن تولد 2 سالگي گل گل مامان

عزيز دلم به محض اومدن بابا يه جشن تولد مختصر خانوادگي يكشنبه 17/7/90 برگزار كرديم .خيلي خوب بود  . جاي عمه جون و دايي جون و بي تا خواهرجون هم خيلي خالي بود. خيلي خوشحال بودي گلم و همش براي خودت تولد تولد تولدت مبارك مي خوندي كيك تولد رو هم مي خواستي قبل از جشن بخوري !!!!   جشن تو جشن تولد تموم خوبياس "              " جشن تو شروع زيباي تموم شادياس " " تولدت مبارك تولدت مبارك "                         " تولدت مبارك تولدت مبارك اينم ...
24 مهر 1390

اولین روز مهد

درسای گلم امروز برای اولین بار بدون همراهی رفتی مهد کودک اینطوری که شنیدم اونجا که رسیدی اول رفتی تو کلاس پیش بچه ها   ولی بعدش اومدی به باباجون گفتی : کسی باهام دوست نمی شه ! امیدوارم تو مهد حسابی بازی کنی و کنار بچه ها خوب غذا بخوری چیزهای خوب یادبگیری    قرار شده ساعت ٩:٣٠ ببرنتون شهربازی پاندا  راستی مثل اینکه صبح که رفتی اونجا خوابت می اومده و گریه کردی اونها هم خوابوندنت و برای رفتن به شهربازی بیدارت می کنن. امیدوارم بهت خوش بگذره . راستی چند وقتیه که گل گلم خودت کفشات رو می پوشی !!!! یعنی حتی بندش رو از تو سگگش رد می کنی !!! قربونت بشم   تازه دیشب دیدم لباس هم پوشیدی!!!...
11 مهر 1390

شعری برای گل باغ زندگیم درسا جون

گل گلم شعر زیر رو چهارشنبه ٣٠/٦/٩٠ برات گفتم امیدوارم خوشت بیاد: در بی همتای من                       دخترم , درسای من نازنین دردانه ام                        نور چشم و خانه ام هستی و جانم تویی                     ماه تابانم , تویی کودک شیرین سخن          ...
10 مهر 1390

عکسهای آتلیه

عزیز دل مامان این سه تا عکست مربوط به تاریخ ١١/٦/٩٠ که تقریباً‌ ٢ هفته بعدش ٢ سالت کامل شد خیلی ماه شدی گل مامان ...
5 مهر 1390

مسافرت شمال 16/06/90

گل گل مامان خانومی بودی واسه خودت تو مسافرت.  کلی به همه مون خوش گذشت. مامان جونینا هم اومده بودن محمودآباد و تا ٥-٤ روز دور هم بودیم . یه سری از عکسهای خوشگلت رو می ذارم هر چند که کلاً با دوربین مشکل داری و نمی ذاری عکس بگیرم راستی بارون هم حسابی بارید ولی قایق سواری که گفته بودم ! نرفتیم فقط یه شب با عزیز جون و بابابزرگ تو یه قایق پارک شده کنار ساحل چایی خوردیم . راستي يكي از گوشواره هات هم تو ساحل گم شد!!! اينم دستاورد مسافرت شمال !! ...
28 شهريور 1390

تولد یک سالگی گل مامان

تنها عكسي كه تونستيم از شما خانوم شيطون تنهايي بگيريم تولدت خيلي مختصر و خانوادگي برگزار شد چون مشغول اسباب كشي به خونه جديدمون بوديم ماماني بخاطر اومدن عمه جون جشنت موند براي شنبه شب يعني 27 ام شهريور 1389 لبخند زدی و آسمان آبی شد شبهای قشنگ ما مهتابی بشد پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد یک ساله شدنت مبارک فرشته من ...
27 شهريور 1390