شب زنده داریهای درسای مامان
بخاطر ماه رمضون ساعت خواب فرشته مامان خیلی بهم خورده . زودتر از ١ - ١.٥ نمی خوابه ولی دیشب خانومی تا سحر بیدار بود. امروز حسابی حالم گرفته شده تقریباً ٢.٥ ساعت خوابیدم فقط بعد از سحر .
شبا که می خواد بخوابه اول از همه که می گه مامان جیش دارم !!!!!! بعد از دو بار رفت و برگشت تازه یادش می یاد که هنوزم ... داره که با اصرار من که می گم نداری مامان بخواب . می گه : الکی گفتم !!!

تازه اون موقع سراغ پیشی و هاپوی همسایه ها رو میگیره.
![]()
بعد اوضاع و احوال کل قوم و خویش هارو !! بعدش که می بینه کاریش نمی شه کرد و باید بخوابیم می گه مامان سوسن خانوم بذار !!!! اگه نشد عکسهای گوشی رو ببینم!! بازم اگه نشد بهونه پتوشو می گیره . یه لحظه می گه شیر, یه لحظه می گه آب . گاهی وقتها دوتا شیشه رو باهم می ذاره تو دهنش
آخرش هم که با گریه می گه : مامان خواهش می کنم خواهش می کنم نخوابیم!!!!!!! امان از دست درسای مامان خدایش دیشب دیوونه شدم.


شب زنده داریهای درسای مامان 
