درسادرسا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

گل گل مامان

شب یلدا 1390

1390/10/3 15:54
نویسنده : مامان درسا
1,079 بازدید
اشتراک گذاری

امسال شب يلدا همه خونه ما بودن . البته به اصرار من و بابايي .

از شب قبلش عزيزجون و بابابزرگ اومدن خونه ما تا كمكمون كنن .

  شکلکهای جالب آرویــــــــنهمه کارها و آشپزیها رو عزیز جون انجام داد ولی چون بابا بزرگ هم دوست داشت کار کنه  آخرش باهم دعواشون می شد !!!!!!!! http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/hellskitchsmiley2.gif

بگذریم از این همه تموم کارها رو با بابایی و عزیز جون و البته بابابزرگ انجام دادیم. Phil 35viannen_24.gifviannen_81.gif

خلاصه شب مهمونها اومدن و کلی خوش گذشت. باباجونینا هم همراه با خاله جون و عمو جون دعوت بودن.

اینم چندتا عکس از شب یلدامون

البته شما بازهم هیچ کس رو از شنیدن سوره قرآن و ترانه های شاد ترکیتون بی بهره نذاشتین

فدای خوندنت بشم که هی می پرسی مامان دیگه چی بخونم!!! 

بعد از رفتن مهمونها هم که طبق سفارش عمه جون همه ظرف شستن موند واسه خودمون البته من شستم Washing Dishes و بابایی و بابابزرگ خشکشون کردن  و تقریباً ساعت ٢ شب بود که خوابیدم . ناگفته نماند که شما برای اولین بار شب از من جدا شدی و رفتی خونه مامان جونینا خوابیدی و من کلی ناراحت بودم.

در کل شب خوبی بود و جای عمه جون و دایی جون حسابی خالی بود.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عمه جون
14 دی 90 11:51

من هم انار هم لبو هم....هم....هم.... هم....هم... می خواااااااااااااااااااااااااام
خوش بحالتوووووووووووووووووووووووون
کاش من هم بودم
ولی پیشنهادم عالی بود مگه نه که میزبان ظرفا رو خودش بشوره
عوضش 10 تا مهمونی دیگه ظرف نمی شوری


خداييش نظر خيلي خوبي بود عمة جون !!!
اوايل يه كمي بقيه سختشون بود ولي بعدش عادي شد.