درسادرسا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

گل گل مامان

تو نیکی می کن و ....

1390/11/30 15:19
نویسنده : مامان درسا
1,773 بازدید
اشتراک گذاری

گل گل مامان , هفته ای که گذشت یعنی ٢٧ و ٢٨ بهمن ماه بعد از کلی برنامه ریزی تونستیم بریم خونه عزیزجونهورا البته ناگفته نمونه ما ظهر دير رسيدم خونه عزيزجون چون شما خانوم گل برای اولین بار تولد دعوت شده بودي (  البته تو مهدکودک )

روز قبلش تو کیفت یه کارت دعوت دیده بودم و چون خودت دوست داشتی بری تصمیم گرفتم ٥ شنبه هم خودم ببرمت مهد( ٥ شنبه ها پیش خودم خونه می مونی ) , چهار شنبه عصر الهه جون زنگ زد و گفت که شما ازش خواستی که به من زنگ بزنه و بگه که شمارو حتماً ببرم تولد!!!!!!!!!!!تعجب منم بهش گفتم این تصمیم رو دارم ولی ازقضا متوجه شدم جشن تولد مربوط به دختر الهه جونه یعنی ساجده جون که میره پیش ١.

خلاصه شب قبلش با مامان جون و کیادايي جون رفتیم که برای ساجده و البته خود شما گل گل مامان کادوی تولد بخریم .برای شما یه جعبه مدادرنگی ١٢ رنگه و برای ساجده جون هم یه عروسک کوچولو خريدم. ولی من از آقای مغازه دار خواستم عروسک رو طوری بهم بده که شما نبینیش .

فرداش که تو مهد اومدم دنبالت خانوم رئوفي مي گفت ماشاا... به درسا جون فقط كافيه ما بزنيم روي ميز كه برامون برقصه    مثل اينكه كلي براشون رقصيده بودي .

درضمن كلي هم كيك تولد خورده بودي گلم

واما اصل ماجرا : بعدش بهم گفتی مامان من به ساجده عروسک باربین دادم!!! باورم نمی شد اینقدر راحت از عروسک گذشته باشی که حتی با خوشحالی تعریفش کنی ( من به الهه جون گفته بودم که کادوی ساجده تو کیف درساجونمه ولی خودش نفهمه که ناراحت نشه بچم )

خلاصه اینجا بود که ضرب المثل

" تو نیکی می کن و در دجله انداز ****** که ایزد در بیابانت دهد باز "

در مورد شما صادق شد چون ظهرش که رفتیم خونه عزیز جون , عزیز جون برات ٤ تا عروسک خوشگل خریده بود

اسامي عروسك ها از سمت راست : درسا ، ترنم ، الينا و مليكا  البته اين اسامي رو خود درسا جون انتخاب كرده

عشق مامان شما يه دونه عروسك كادو دادي و 4 تا كادو گرفتي .تشویق مباركت باشه خوشگلم ماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عمه جون
6 اسفند 90 14:10
سلام
ايشالا مباركت باشه
بي صبرانه منتظر اومدنت هستيم



عمه جونم سلام. توروخدا دعا كن بابام زود بياد كه بتونيم عيد اونجا باشيم. ديروز بابا بزرگ بليط رفتمون رو گرفته ولي بابا شب قبلش زنگ زد و گفت ممكنه نفر بجاش پيدا نشه و من و مامان خيلي ناراحتيم . (البته مامان به عزيز جون نگفته كه ناراحت نشه . خدارو چي ديدي شايد هم بابام تونست بياد) فقط دعا كنيد منم خيلي دلم براي شما و ترنم جون تنگ شده. بوس از طرف درسا