درسادرسا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 14 روز سن داره

گل گل مامان

مسافرت شمال بلافاصله بعد از یزد!!!!!!!!!!

بعد از اینکه از یزد برگشتیم . تصمیم گرفتیم با توجه به ادامه داشتن تعطیلات چند روز هم بریم بابلسر . سیزده بدر رو تو بابلسر گذروندیم اینم یه عکس که با اسب کنار ساحل گرفتی . البته اینقدر شجاع بودی که حتی تنهام رو اسب نشستی ولی خداروشکر از اونجایی که اصلاً راضی به عکس گرفتن نمیشی هیچ کدوم از عکسهای تکیت قشنگ نشد واسه همین عکسی که همراه کیا دایی جون گرفتی میذارم ...
22 شهريور 1392

نوروز 92و مسافرت یزد و شیراز

عزیز دلم متاسفانه امسال عید بابایی مارو تو مسافرت به یزد و شیراز همراهی نکرد! ( احتمالاً تو چین و کره بیشتر بهش خوش می گذشته !!!! ) مسافرت به یزد یکی از بهترین مسافرتهامون بود . یه شهر خیلی تمیز با مردمای مهربونش . من که خیلی دوسش دارم . امسال عید مسافرت رو با خانواده آتا عمو رفتیم خیلی بهمون خوش گذشت ( البته بگذریم از فضولیهای شما که بدون بابا به سرم من چیا اومد!!!!!!!!!!!  ) آخرای مسافرت دیگه یه اصطلاحی بین منو دایی جون و رمیصا جون جا افتاده بود که می گفتیم :  " روانشاد مامان درسا .... " ( واقعاً‌ گاهی وقتا روانمو شاد می کردی !!!!!!  ) ساعت تحویل رو دامغان کنار چشمه علی گذروندیم . همون موقع ساعت تحویل گوشی مو...
22 شهريور 1392

عکسهای جالب انگیز درسای مامان

گل گل مامان هنوزم شیشه می خوره این عکس رو روز اولی که فرم مهدکودک رو تنت کردی گرفتم . بازم با شیشه!!!!!!!!!!!   ببینین تورخدا , دختر به این شیطونی دیدین؟!!!! آخه رو در مهد چکار می کنی مامانم ؟!!! این دیگه آخره جالب انگیزه , قابل توجه سالی تالک !!! آخه مگه بالش رو موقع خواب کجا میذارن ؟!!!! این گربه خوشمل هم دخمل منه ! ببینید چه ناز شده این عکس رو چند وقت بعد از اینکه از آتلیه اومده بودی گرفتم واسه همین سعی می کردی ژستهای آتلیه ای بگیری !!!!!!!!!  مامان قربونت بره . بووووووووووووس راستی , بلوز محلی تنت مال مامان جونه !!!!!!!!‌ فکر کن یعنی  تقریباً ٤٥ سال پیش !!!!! ...
22 شهريور 1392

عکسهای آتلیه سه سالگی دختر گلم

سلام سلام , شرمنده اما بالاخره اینترنت خونه وصل شد و حالا می تونم هر چند وقت یه بار واسه گل گلم عکس و خاطره بنویسم. فعلا تو شرکت اینترنت ندارم ضمن اینکه اگه داشته باشم usbهارو قطع کردن و هیچ راهی واسه گذاشتن عکس ندارم واسه همین فقط هر چند وقت یه بار تو خونه می تونم اینکارو بکنم . اما فعلا یکم احتمالاً عقب می مونیم تا به تاریخ روز برسیم   اما عکسهای دختر گلم تو پائیز 91 تازه موهاش رو می شد با کش بست واسه همین یکم چتریهاش رو صورت خوشگل مامان ریخته . دخملی داره خانوم می شه واسه خودش مامانی انشاا... هرچه زودتر وبلاگت به روز میشه دوست دارم بوووووووووس ...
21 شهريور 1392

تولد 3سالگی گل گل مامان

دوباره سلام عزیز مامان ببخشید خیلی طول کشید تا برات مطلب بذارم. علت کمبود اینترنت بود ( واسه همین از همه دوستان عزیزی که مارو تو چک کردن این مطالب همراهی می کنن عذرخواهی می کنم  ) اما تنها چیزی که در حال حاضر می تونم برات بذارم عکسهای تولد ٣ سالگیته عزیزم امسال تولدت قرار بود بابایی برسه واسه همینم شما همیشه می گفتین ؛ ٢٥ شهریور تولدمه بابام هم ٢٥ شهریور میاد !!!! ولی متاسفانه الان که ١٤ مهر هنوز بابایی نیومده . خوب شد که با الهه جون تصمیم گرفتیم تو مهدکودک واسه شما تولد بگیریم . یه سری از عکسهای تولد رو واست میذارم و امیدوارم بازم بتونم بیام و خاطراتت رو یادداشت کنم. عکس کیک تولد ٣سالگی درسا جون مامان اینم دو تا عکس ...
14 مهر 1391

مسافرت نوروز 91 بوشهر

خب اما مسافرت !!! عزیز دلم بالاخره بابایی تونست بیاد و ما موفق شدیم که برای عید نوروز پیش عمه جون بریم. ولی امان از دست شما بچه ها . امسال عید برخلاف ٧ سال گذشته یعنی سال ٨٤ که اولین سال ازدواج ما بود و عیدش رو رفتیم بوشهر . به جای یه بچه ( که اون سال فقط ملیکا جون بود که اونم یک سال و نیمش بیشتر نبود ) امسال ٤ تا بچه وروجک ( ماشاا...) یکی از یکی شیطون تر !!! خونه و زندگی برای عمه جون و مسافرت برای ما و عموجونینا نذاشتین. خداییش خیلی وحشتناک بود هر کدومتون رو که راضی می کردیم یکی دیگه صداش در می اومد. ولی به هرحال برای خودش مسافرتی بود دیگه فکر کنم به همه خوش گذشت. راستی امسال برای عزیزجون هم که ٢ فروردین تولدش بو...
15 فروردين 1391

بازگشت بابایی از سفر و سوغاتی!!!

گل گلم بابایی شما ٢٢اسفند برگشت ولی من فرصت نکردم برات مطلبی بنویسم برای همین الان این کار رو می کنم. مثل همیشه مشتاق اومدن بابایی بودی با مامان جون و باباجون و کیا رفتیم فرودگاه و شما طبق معمول با هیجان به سمت بابا دویدی که البته بابا جونینا فقط برای دیدن همین لحظه اومده بودن!!! خلاصه بابایی قبلاً‌ سوغاتی هاش رو فرستاده بود ولی من چون می دونستم شما شدیداً‌ منتظر کادوهات هستی بهش اطلاع داده بودم و بابا هم برات اسباب بازی خریده بود که عکسهاش رو می ذارم . این لباسها رو هم که قبلاً‌ پست کرده بود امیدوارم همیشه خوشحال باشی فرشته قشنگم ...
15 فروردين 1391