درسادرسا، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

گل گل مامان

کوتاه شدن موهای گل گلم

عشق مامان  , چون نگهداری از موهای خوشگلت یکم برام سخته و شماهم زیاد تحمل کش و گل سر رو نداری,  از مامان جون خواستم که شب قبل از مسافرت ( ١٥/٦/٩٠) موهای خوشگلت رو کوتاه کنه. (هرچند که بابایی بی خبر بود و بهزاد دایی جون هم اصلاً راضی نبود و می گفت موهات رو می بندم خوشگل می شی ) یکی از بزرگترین خوش شانسی های شما عشق مامان , اینه که هم مامان جون و هم عزیزجونت هردوشون آرایشگر بودن و از این نظر شما مشکلی نداری. اینم عکست با موهای کوته البته رو میز کامپیوتر دایی جون . به سختی سرت رو بالا می گیری که عکس بگیرم.   ...
27 شهريور 1390

اولین مسافرت هوایی درسا

چهارشنبه قراره من و گل گلم با هواپیما بریم تهران جالب ترش اینه که نمی دونم از کجا خبر دار شدی چون وقتی با کلی ذوق بهت گفتم که منو درسا با هواپیما می ریم پیش بابایی . خیلی جدی گفتی میریم تهههران!!! از اونجا با عزیزجون و بابابزرگ و بابایی میریم محمود آباد البته با ماشین دیشب می گفتی مامان با آسمون نریم تهران با پیاده بریم !!!!!!!!!!! امیدوارم تو شمال بتونیم عکسهای خوبی بگیریم شایدم با عزیزجون سوار قایق شدیم  خداکنه کلی بارون بیاد     فرشته قشنگم  امیدوارم تو مسافرت مهربون باشی و بهت کلی خوش بگذره ...
15 شهريور 1390

لالايي مورد علاقه درسا جونم

        لالايي كن بخواب خوابت قشنگه                          گل مهتاب شباش هزارتا رنگه يه وقت بيدار نشي از خواب قصه                         يه وقت پا نذاري تو شهر غصه لالايي كن مامان چشماش بيداره                     &nb...
5 شهريور 1390

پارک کوثر

گل گل مامان جديداً خودت تو پارك مي توني سرسره سوار شي و اين منو خيلي خوشحال كرده چون لازم نيست منتظر يكي باشم كه باهات  بياد بالا. تقريباً يك شب در ميون باهم مي ريم پارك كوثر البته فقط اونجا چون وسايل بازيش خيلي مطمئن تره و كفپوشم داره. ولي عزيز مامان اصلاً دلت نمي خواد برگردي خونه . از دوشب پيش كارهاي جديدي ياد گرفتي كه منو نگران مي كنه . سرسره ها رو برعكس مياي پايين!!!!!!!!!!! چند تا عكس از پارك برات مي ذارم البته چون شبها مي ريم نور عكسها زياد جالب نيستن.     ...
2 شهريور 1390

شب زنده داریهای درسای مامان

 بخاطر ماه  رمضون ساعت خواب فرشته  مامان خیلی بهم خورده . زودتر از ١ - ١.٥ نمی خوابه ولی دیشب خانومی تا سحر بیدار بود. امروز حسابی حالم گرفته شده تقریباً ٢.٥ ساعت خوابیدم فقط بعد از سحر . شبا که می خواد بخوابه اول از همه که می گه مامان جیش دارم !!!!!! بعد از دو بار رفت و برگشت تازه یادش می یاد که هنوزم ... داره که با اصرار من که می گم نداری مامان بخواب . می گه : الکی گفتم !!! تازه اون موقع سراغ  پیشی و هاپوی  همسایه ها رو میگیره.    بعد اوضاع و احوال کل قوم و خویش هارو !! بعدش که می بینه کاریش نمی شه کرد و باید بخوابیم می گه مامان سوسن خانوم بذار !!!! اگه نشد عکسهای گوشی رو ب...
30 مرداد 1390

شيطون تر از پسرها

درسا خانوم الان ديگه يادگرفته از راه كه مي رسم اول از همه مياد جلو و مي گه سلام مامان خسته نباشي ! البته قبل از خودم كيفم براش مهمه !!! چي خريدي ؟ بستني خريدي ؟     تازه صداي زنگ موبايلم وفتي بابايي تماس مي گيره رو مي شناسه . خودش گوشي رو بر مي داره . ديشب به باباش مي گفت :  باب سسسسسلاااااااااااااااااااااااااام !  پول بده خريد كنم !!!!!!! بستني بخرم ، لباس بخرم ، ژله بخرم ، اسبازي بخرم و.... اصلاً دلش نمي خواد بخوابه . شبها خيلي مشكل داريم چون خانوم طلا تازه يادش مياد كه خونه تك تك حيوونهارو بپرسه  !!! مامان پيشي كجاست ؟ گاوه كجاست ؟ جوجو كجاست ؟ خوب كه همه رو مي پرسه شروع مي كنه !...
16 مرداد 1390